این یعنیییییی چه......

سلام شیرین عسلم
سه شبه که از دست گریه های جناب
خواب به چشمامون نیومده.

دوست نداری دیگه جی جی بخوری تا میام بهت شیر بدم
سرتو می بری عقب وگریه میکنی اونم از نوع یکسره.
![]()
شیشه رو راحت می خوری اما سینه رو نه
.
منم میگم اگه تو یه دنده هستی من یه دنده ترم وشیشه
بهت نمی دم اونقدر گریه میکنی یا خسته میشی
و تسلیم میشی یا خوابت میبره ایندفعه جی جی میخوری
هردفعه که شیرمی خوای همین کارته.
پریشب از بس گریه میکردی رفتیم خونه مامان جان خوابیدیم
بیچاره ها تا ساعت 2 داشتن شما رو تکون می دادن هیچ
طوری آروم نمی شدی تا اینکه دایی رفت شیر خشک گرفت و
درست کردیم بهت دادیم .
وقتی داشتی شیشه می خوردی یه حقه ای زدیم ، رو پای
مامان جان خوابیده بودی وقتی که رفتی تو حالت خواب و
بیداری یواش شیشه رو از دهان گرامیتون بیرون آوردیمو
جی جی رو گذاشتیم دهنت خوشم اومد ازمامانم با این کارش .
یه چیز دیگه بعضی موقعها باید راه برم وشیرت بدم از کمر
می افتم،تا میام بشینم دوباره گریه می کنی و تازه بدتم میاد یه
ساعتم باید ازت معذرت خواهی کنم که چرا نشستم تا دوباره
شیر بخوری به نشستنش نمی ارزه مگه نه نفس.
واین داستان همچنان ادامه دارد.....


این یعنیییییی چه......
